حسين زمانى
50
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
اتحّاد و يگانگى به نوعى كه از سخن و صوابديد يكديگر تخلف نمىنمايند . اسباب و آلات جنگ از قبيل توپ و تفنگ و قورخانه و غيره بهحدى حاضر است كه در حوصلهء هيچ مملكتى تاب مقاومت يكساعت آن نيست . تركمان آخال و سرخس و رؤساى مرو و ساروق و سالور بر ضمير منير واضح است كه سربندگى و اطاعت پيش آورده ، هر حكمى از دربار گيتى مدار صادر شود اطاعت خواهند كرد . با چنين دولتى كه اكنون شما از در صداقت و دوستى درآمده لاف يكرنگى مىزنيد و چون بنده فدوى كه پيوسته مايل به اصلاح و دولتخواهى بوده و مىباشم اظهار مطلبى كه جزئى است مىنمايم و مقصود اولياى دولت ما قوّت اسلام و شكوه ملّت حنيفه است ، اين همه ابا و انكار مىفرمائيد معلوم است كه منظور اولياى دولت علّيه از اين زحمت و ترتيب آتشخانه و قورخانه بهجز غلبه بر كفر منظورى نيست . سركار امير بخارا كه سواد اعظم ولايت اسلام است از مذهب و ملّت خود كه در دين متفقاند و در اصول عقايد متّحد بيع و شرا نمايند بلاخلاف اسلام ضعيف و كفر قوى خواهد شد . من بنده فدوى مصلحت سركار را در دولتخواهى در آن مىبينم كه اسرار مطلق العنان و بيع و سرا را موقوف داشته حكم نمائيد كه بعد از اين از ادانى و اقاصى و مطيع و عاصى پيرامون اين عمل شنيع نگردند تا اسلام قوّتى پيدا نمايد و در امورات رونقى بهم رسد . على التّفصيل اين مراتب را حالى و القا نمودم . سركار امير بعد از شنيدن اين مقالات و فكر و تمهيد در اين مقدمات فرمودند در اين باب تفكرى لازم است و تدبّرى جائز ، دو روز مهلت باشد تا جواب اين مطالب بر وجه صواب گفته شود . بعد از دو روز باز اين فدوى را احضار و فرمودند كه [ پس از ] تعميق و تأمّل بسيار دانستم كه آنچه گفته و عرض نمودى محض صداقت و عين ارادت بوده است . من در اتحاد دولت علّيه ايران ناگزيرم ، ولى اين كار زمانى مىخواهد ممتد كه